خرید بک لینک
داستان زیبای لبخندی که زندگیم نجات داد .بسیاری از مردم کتاب " شاهزاده کوچولو " اثر " اگزوپری " ( آنتوان دو سنت اگزوپری ) را می شناسند . اما شاید همه ندانند که او خلبان جنگی بود و با نازیها جنگید و کش

برچسب: نویسنده: شیدا قاسمی‌پور تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 3:34

✍️ تعدادی حشره کوچولو در یک برکه، زیر آب زندگی می کردند.آنها تمام مدت میترسیدند از آب بیرون بروند و بمیرند. یک روز یکی از آنها بر اساس ندای درونی از ساقه یک علف شروع به بالا رفتن کرد، همه فریاد می ز

برچسب: نویسنده: شیدا قاسمی‌پور تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 3:34

♦️ آخرین مرحله ی تغییر و تحولِ جان، #کودک شدن است. ✍️ بخشِ آری گویِ فلسفه ی #نیچه با ویژگی های کودکانه ای مانند بازی و سرخوشی نمایان میگردد. کودک زندگی را آری میگوید و همه چیز برای او بازیست و در کارِ

برچسب: نویسنده: شیدا قاسمی‌پور تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 3:34

♦️ مرحله ی دومِ این تغيير و تحول هنگامیست که «جان تبدیل به شیر » میشود. ✍️ #شیر نمادِ جنگاوری، رُبایندگی، ستیز، غرور و قدرت میباشد. حیوانی وحشی، رام نشدنی و سلطه جوست. توانایی او از نوعِ انفعالی نیست

برچسب: نویسنده: شیدا قاسمی‌پور تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 3:34

♦️ «سه دگردیسیِ جان را بهرِ شما نام میبرم: چگونه جان شتر میشود و شتر شیر و سرانجام، شیر کودک» [چنین گفت زرتشت /بخش یکم/درباره ی سه دگردیسی ]_________________________ ✍️ بخشِ یکمِ چنین گفت زرتشت با پا

برچسب: نویسنده: شیدا قاسمی‌پور تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 3:34

مجالی نيست تا برای گيسوانت جشنی به پا كنمكه گيسوانت را يك به يكشعری باید و ستايشیديگرانمعشوق را مايملك خويش می پندارند اما منتنها می خواهم تماشايت كنمبه خاطر موهايتقلب منآستانه گيسوانت را،يك به يك می

برچسب: نویسنده: شیدا قاسمی‌پور تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 3:34


در این عمری که میداﻧﻲ
فقط چندی تو مهماﻧﻲ!
به جان و دل
تو عاشق باش
رفیقان رامراقب باش
مراقب باش ﺗﻮ ،به آﻧﻲ
دل موری نرنجاﻧﻲ
که در آخر تو میمانـﻲ و
مشتی خاک که از آﻧﻲ

دلا
یاران سه قسمند گر بدانی
زبانی اند و نانی اند و جانی

به نانی نان بده از در برانش.
محبت کن به یاران زبانی.

ولیکن یار جانی را نگه دار.
به پایش جان بده تا میتوانی

برچسب: نویسنده: شیدا قاسمی‌پور تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 3:34

آفتاب می شود نگاه کن که غم درون دیده امچگونه قطره قطره آب می شودچگونهسایه سیاه سرکشماسیر دست آفتاب می شودنگاه کنتمام هستیم خراب می شودشراره ای مرا به کام می کشدمرا به اوج می بردمرا به دام میکشدنگاه کن

برچسب: نویسنده: شیدا قاسمی‌پور تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 3:34

صفحه بندی